|
بودن را تفسیر به رای نکنید
|
پیرو درج مطالبی پیرامون وب نویسی در وبلاگ پنجره ی چوبی تنبلی و کسالت را کنار گذاشتیم و کمی به محمل اندیشه ی مان پرداختیم که حاصلش چنین شد :
به طبیعت دنیای مجازی مثل هر پدیده ی دیگری چیزی را به فراخور شرایط و موقعیت ها می طلبد که تنها مخصوص آنجاست . طبیعتا شما با لباس رسمی به کوه نمی روید و این باعث می شود که شما در دنیای مجازی هم خودتان باشید ، چون با تغییر لباس هیچ وقت شما تغییر نمی کنید ، حتی اگر تغییر لباس شما سبب شود 180 درجه تغییر کنید ، باز هم شما در ذات خود شمایید . اما قدر مسلم آنست که دنیای مجازی این فرصت را در اختیار بهره ورانش می دهد تا تصویری مجازی تر از خودشان ارائه دهند ، تصویری که بیشتر به خود آرمانی انسان نزدیکست تا خود واقعی .
از محسنات آشکار شدن این خود آ رمانی این است که انسان هر روز جنبه های بیشتری از آن را ( البته برای آن بعد که امکان آشکار کردنش را در این فضا دارد ) می بیند و آن را تکمیل و تصحیح و باور می کند .
این گونه است که فعالیت هایی مثل وبلاگ نویسی حس خلسه را به برخی می دهد !
سرسبزترین بهار تقدیم تو باد
آواز خوش هزار تقدیم تو باد
گویند که لحظه ایست رویین عشق
آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد
......................................................
تو بهاری ؟
نه بهاران از توست
از تو می گیرد وام بهار این همه زیبایی را
.........................................................
آمد بهار چلچله ها را خبر کنید تقویم را به رغم زمان بی اثر کنید
یک جرعه از صدای قناری بیاورید در صبحدم گلویی از آن جرعه تر کنید
وقتی نسیم درس شکفتن به باغ داد در گوش برگ زمزمه یی تازه سر کنید
پل شد اگر میان دو دل دست دوستی با گام های عاطفه از پل گذر کنید
جائیست زیر عرش که دل می شناسدش باهم به آن دیار اگر شد سفر کنید
دیدار را معاینه جان را بها دهید آمد چو حرف عشق سخن مختصر کنید